|
آذربايجان سیاستی
|
همانگونه که می دانيم، کاربرد هر واژه و يا عبارت در عالم سياست، از وجوه مختلف برخوردار است، که دو وجه از اين وجوه عبارتند از؛ الف: وجه زبانی ب: وجه حقوقی.
توجه به وجوه فوق الذکر، در گفتار و نوشتار، از اهميت فوق العاده ای برخوردار است. بعنوان مثال وقتی در نوشته ای سياسي، شما می گوئيد: (( دريای مازندران ))، از طرفی به نامی اشاره داريد که در تاريخ ادبيات، حداقل از زمان فردوسي، يعنی هزار سال پيش، کاربرد داشته و اين دريا را به مردمی که در حاشيه آن می زيسته اند نسبت می داده و حدود جغرافيائی آن را مشخص می کرده است و از سوی ديگر، با بکارگيری اين عبارت، وجه حقوقی حقی که اين مردمان حاشيه نشين بر اين دريا دارند را اشاره می کنيد! درست بهمانگونه که با بکار گيری واژهء کاسپين در مورد دريای فوق الذکر، به تعلق تاريخی اين دريا، به مردم ايران و ملاحظات حقوقی و معنائی آن، که اشاره بوجود تاريخی کاسپين ها در کنارهء اين دريا دارد، توجه می دهيد!
در هفتهاي كه گذشت شاهد بحران گاز در كشور بوديم به گونهايكه آمار شهرهاي فاقد گاز به بيش از بيست شهر بزرگ در استانهاي مختلف سراسر كشور رسيد.
در استان مازندران گاز شهرهاي قائمشهر و ساري کاملاً قطع و شهرهاي بهشهر، نکا، گلوگاه، آمل و بابل با قطعي 60 درصدي، و محمودآباد، نور و چمستان 50 درصد قطعي گاز داشتند . در استان گلستان گاز شهرهاي گنبد و گرگان، بندر تركمن، و سيمين شهرکاملاً قطع گرديد. اين وضعيت صرفاً در استانهاي شمالي كشور همچون مازندران، گيلان، گلستان، خراسان، اردبيل و آذربايجان اتفاق نيافتاد بلكه در ساير استانهاي كشور نيز كم و بيش شاهد اين وضعيت بوديم به گونهايكه فيالمثل شهرهاي استان لرستان از جمله خرم آباد، نورآباد، الشتر، کوهدشت، پلدختر و زاغه با قطعي گاز مواجه و ساير شهرهاي اين استان با افت فشار جدي روبه رو گرديدند.در استان سمنان نيز شهرهای بزرگ سمنان، دامغان و شاهرود شاهد قطعي گاز بودند كه باعث روي آوردن مردم به استفاده از سوختهاي ذغالي و …گرديد. گزارشها حاكي از آن بود که در اين شهرها ، علاوه بر کمبود گاز، تهیه نان و دیگر ارزاق عمومی نیز دشوار گرديد و شرايطي همچون ايام قحطي بر شهرها مستولي گرديد.